یکی از مهمترین عوامل فشار بر طلا، افزایش بازده اوراق خزانهداری آمریکا است. بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا در معاملات اخیر از مرز ۵ درصد عبور کرد و تا حدود ۵.۰۴ درصد رسید؛ سطحی که از سال ۲۰۰۷ مشاهده نشده بود.
از آنجا که طلا سود دورهای ایجاد نمیکند، افزایش بازده داراییهای درآمد ثابت، هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا میبرد و میتواند بخشی از سرمایه را به سمت اوراق و سایر داراییهای بهرهدار هدایت کند.
نرخ تورم و تصمیم فدرال رزرو
تورم مصرفکننده آمریکا در ماه اوت به ۳.۴ درصد رسید و همین موضوع انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره را تقویت کرده است. معاملهگران پیش از تصمیم فدرال رزرو، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره را بیش از ۹۰ درصد ارزیابی میکردند.
در چنین شرایطی، تمرکز بازار تنها بر خود تصمیم فدرال رزرو نیست؛ پیام بانک مرکزی درباره مسیر نرخ بهره در ماههای آینده نیز میتواند نقش تعیینکنندهای در مسیر طلا داشته باشد.
نفت و فشار مضاعف بر بازار طلا
افزایش قیمت انرژی نیز به پیچیدهتر شدن شرایط کمک کرده است. رشد قیمت نفت نگرانی درباره تورم را افزایش داده و از این مسیر میتواند انتظارات برای تداوم سیاست پولی سختگیرانهتر را تقویت کند. رویترز نیز افزایش قیمت نفت و رشد بازده اوراق را از عوامل فشار بر طلا عنوان کرده است.
با این حال، آخرین معاملات نشان میدهد با کاهش قیمت نفت و عقبنشینی بازده اوراق، طلا در معاملات چهارشنبه بخشی از افت خود را جبران کرد و حدود ۰.۷ درصد افزایش یافت و به ۴۳۲۴ دلار رسید.
نقره و پلاتین هم تحت فشار بودند
فشار فروش تنها به طلا محدود نشد. نقره نیز در معاملات اخیر کاهش یافت و در محدوده ۶۳ دلار معامله شد، در حالی که پلاتین نیز با افت همراه بود.
چشمانداز طلا در روزهای آینده
اکنون بخش مهمی از توجه بازار به نتیجه نشست فدرال رزرو و بهویژه لحن بیانیه و پیشبینی مسیر آینده نرخ بهره معطوف است. گزارشهای بازار نشان میدهد افزایش نرخ بهره تا حد زیادی در قیمتها لحاظ شده و واکنش طلا میتواند بیش از خود تصمیم، به سیگنالهای بانک مرکزی درباره سیاستهای بعدی وابسته باشد.
در نتیجه، مسیر کوتاهمدت طلا همچنان به سه متغیر اصلی وابسته است: نرخ بهره آمریکا، بازده اوراق خزانهداری و شاخص دلار؛ در کنار این عوامل، تحولات بازار انرژی و ریسکهای ژئوپلیتیکی نیز میتوانند نوسانات فلز زرد را افزایش دهند.

دیدگاهتان را بنویسید