هجدهمین اجلاس بریکس روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلینو برگزار شد و در «اعلامیه دهلینو» بر توسعه همکاریهای اقتصادی، افزایش استفاده از ارزهای محلی در تجارت و سرمایهگذاری، بهبود پرداختهای فرامرزی و تقویت ظرفیت بانک توسعه جدید بریکس تأکید شد. در این اعلامیه، ایجاد یک ارز مشترک بهعنوان تصمیم اجرایی مطرح نشد و تمرکز بر راهکارهای عملی برای تسویه با ارزهای محلی و اتصال نظامهای پرداخت قرار گرفت.
برای ایران، اهمیت این رویکرد در شرایطی بیشتر میشود که محدودیت دسترسی به شبکه بانکی بینالمللی و منابع مالی خارجی، هزینه و پیچیدگی تجارت و اجرای پروژههای بزرگ را افزایش داده است. متن مبنا نیز بر همین مسئله تأکید دارد.
بریکس؛ فرصت جدید یا فقط یک مسیر موازی؟
علیاشرف افخمی، اقتصاددان، معتقد است قدرت اقتصادی بریکس زمانی اثر عملی بیشتری پیدا میکند که به شبکهای واقعی از بانکها، نظامهای پرداخت و سازوکارهای تأمین مالی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، استفاده از ارزهای محلی بهتنهایی کافی نیست. یک صادرکننده ایرانی ممکن است با یوان یا روبل معامله کند، اما اگر برای دریافت یا انتقال پول همچنان به چند واسطه نیاز داشته باشد، بخش قابل توجهی از مزیت این روش از بین میرود.
بنابراین، زیرساخت کامل تجارت با ارزهای محلی باید شامل بانک، پیامرسان مالی، حسابهای کارگزاری، سازوکار تسویه، پوشش ریسک و نظام پایاپای باشد.
ارزهای محلی بدون ثبات ارزی کافی نیستند
پیمان قربانی، اقتصاددان و معاون اسبق اقتصادی بانک مرکزی، در تحلیل مطرحشده در متن مبنا بر اهمیت پیشبینیپذیری ارزش قراردادها و درآمدهای آینده تأکید دارد.
برای مثال، اگر یک شرکت ایرانی قراردادی به روبل یا یوان منعقد کند اما بین زمان صادرات و دریافت وجه فاصله زیادی وجود داشته باشد، نوسان نرخ ارز میتواند سود مورد انتظار شرکت را تغییر دهد.
به همین دلیل، توسعه تجارت با ارزهای محلی تنها یک موضوع بانکی نیست؛ ثبات بازار ارز، نرخ تسویه و ابزارهای مدیریت ریسک نیز در جذابیت این مدل نقش تعیینکننده دارند.
بریکس به دنبال ایجاد ارز مشترک نیست
یکی از نکات مهم اجلاس اخیر بریکس، فاصله گرفتن از ایده ایجاد فوری یک ارز مشترک و تمرکز بر زیرساختهای عملی پرداخت بود.
در اعلامیه دهلینو، اعضا بر ادامه کار برای افزایش قابلیت همکاری کانالهای پرداخت و پیامرسانی مالی و همچنین تسویه تجارت و سرمایهگذاری با ارزهای محلی تأکید کردند.
بنابراین میتوان مسیر فعلی بریکس را بیشتر کاهش وابستگی اجباری به ارزهای واسطه دانست، نه حذف کامل دلار از تجارت جهانی.
اتاق پایاپای؛ حلقه مهم تجارت چندجانبه
یکی از چالشهای تجارت با ارزهای ملی، عدم توازن تجارت دوجانبه است.
اگر ایران از روسیه واردات بیشتری نسبت به صادرات داشته باشد، نیاز به روبل افزایش پیدا میکند؛ اما اگر ایران همزمان با هند مازاد تجاری داشته باشد، یک سازوکار پایاپای چندجانبه میتواند در سطح شبکه به تسویه بخشی از این عدم توازن کمک کند.
در متن مبنا، تجربه اتحادیه پایاپای آسیایی (ACU) بهعنوان یکی از ظرفیتهایی مطرح شده که ایران میتواند از آن برای مشارکت در طراحی سازوکارهای چندجانبه استفاده کند.
بانک توسعه جدید بریکس چه نقشی دارد؟
بانک توسعه جدید یا NDB یکی از مهمترین ابزارهای مالی بریکس محسوب میشود. در اعلامیه دهلینو، اعضا از افزایش ظرفیت این بانک برای تجهیز منابع، توسعه تأمین مالی با ارزهای محلی، تنوعبخشی به منابع مالی و حمایت از پروژههای زیرساختی استقبال کردند.
برای ایران اما صرف دسترسی بالقوه به منابع مالی کافی نیست. پروژهها باید بهصورت مشخص و قابل تأمین مالی آماده شوند؛ یعنی مطالعات فنی و اقتصادی، مدل درآمدی، نرخ بازگشت سرمایه، چارچوب مشارکت، تضمینهای حقوقی و زمانبندی روشن داشته باشند.
انرژی؛ یکی از مهمترین حوزههای سرمایهگذاری
در دیدگاههای کارشناسی مطرحشده، انرژی یکی از حوزههایی است که میتواند ظرفیت قابل توجهی برای همکاری ایران با اعضای بریکس ایجاد کند؛ از توسعه میادین نفت و گاز گرفته تا افزایش بهرهوری و سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی.
با این حال، سرمایهگذاری صرفاً برای افزایش تولید مواد خام، اثر متفاوتی با سرمایهگذاری در زنجیره ارزش دارد.
اتصال سرمایهگذاری به پالایشگاه، پتروشیمی، تولید فرآورده، تجهیزات، فناوری و صنایع پاییندستی میتواند ارزش افزوده بیشتری در داخل ایجاد کند.
همین رویکرد در حوزه معدن نیز قابل طرح است؛ به جای صادرات مواد خام، سرمایهگذاری مشترک در فرآوری و تولید محصولات نهایی میتواند ظرفیت بیشتری برای اشتغال و ارزش افزوده ایجاد کند.
چرا سرمایهگذار بریکسی باید وارد ایران شود؟
موقعیت جغرافیایی و ذخایر انرژی بهتنهایی برای جذب سرمایه کافی نیست. سرمایهگذار خارجی به عواملی مانند بازده سرمایه، امنیت سرمایهگذاری، امکان انتقال سود، ثبات مقررات، دسترسی به بازار و پیشبینیپذیری اقتصادی توجه میکند.
از این منظر، ایران میتواند پروژههای مشخصی برای سرمایهگذاران کشورهای عضو بریکس تعریف کند؛ از انرژی و نیروگاههای تجدیدپذیر گرفته تا حملونقل ریلی، بنادر، معدن، مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال.
چین، هند و روسیه؛ سه مسیر متفاوت همکاری
بر اساس دیدگاه مطرحشده در متن مبنا، ظرفیت همکاری ایران با کشورهای مختلف بریکس یکسان نیست.
چین میتواند در حوزههایی مانند انرژی، زیرساخت، صنعت و فناوری مورد توجه قرار گیرد؛ هند در حوزههایی مانند بندر، ترانزیت، دارو و برخی فناوریها ظرفیت همکاری دارد و روسیه نیز در انرژی، حملونقل، کشاورزی و پروژههای زیرساختی مطرح است.
در نتیجه، یک سیاست واحد برای همه اعضای بریکس لزوماً کافی نیست و میتوان برای هر کشور، بستههای همکاری متناسب با ظرفیتهای اقتصادی آن طراحی کرد.
کریدورهای ترانزیتی ایران؛ از موقعیت جغرافیایی تا درآمد اقتصادی
یکی دیگر از ظرفیتهای مطرحشده برای ایران، استفاده از موقعیت ترانزیتی کشور است.
اما موقعیت جغرافیایی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که مسیر ایران بتواند هزینه، زمان و ریسک انتقال کالا را کاهش دهد. توسعه راهآهن، بنادر، انبارداری، بیمه، گمرک دیجیتال و خدمات بانکی در این زمینه اهمیت دارد.
در چنین مدلی، درآمد ایران تنها به حق ترانزیت محدود نمیشود و بخشهایی مانند حملونقل، انبارداری، بیمه، خدمات مالی و لجستیک نیز میتوانند از افزایش تجارت منتفع شوند.
پنج اولویت برای تبدیل ظرفیت بریکس به همکاری اقتصادی
بر اساس جمعبندی متن مبنا، پنج محور میتواند در مسیر عملیاتی کردن ظرفیت بریکس برای ایران مورد توجه قرار گیرد:
ایجاد شبکه پایدار پرداخت و تسویه میان بانکهای ایرانی و بانکهای کشورهای اصلی بریکس.
شفاف و قابل پیشبینی کردن تسویه با ارزهای محلی و ابزارهای پوشش ریسک.
توسعه سازوکار پایاپای چندجانبه با استفاده از تجربیات موجود.
آمادهسازی سبد پروژههای سرمایهپذیر در حوزههایی مانند انرژی، حملونقل، آب، معدن و پتروشیمی.
تبدیل ظرفیت ترانزیتی ایران به بسته اقتصادی مشخص شامل چابهار، کریدور شمال ـ جنوب، راهآهن، گمرک دیجیتال و خدمات لجستیکی.

دیدگاهتان را بنویسید